مقايسه اثر ضدّ دردي عصاره آبي كلپوره و مورفين چاپ نامه الکترونیک

دكتر محمدرضا شهركي - دكتر حميده ميرشكاري - ماني جي پالن
چكيده
زمينه و هدف: كلپوره  (Teucrium Polium)از گياهان دارويي است كه از آن به عنوان ضدّ درد احشايي استفاده مي‌شود. مطالعه حاضر با هدف مقايسه اثر عصاره آبي كلپوره و مورفين بر زمان واكنش دم به محرك دردزا در موش صحرايي انجام شد.
روش تحقيق: در اين مطالعه تجربي، 36 سرموش صحرايي ماده از نژاد  Wistar-Albinoدر محدوده سنّي 5-7 ماه و وزن تقريبي 200-250 گرم مورد تحقيق قرار گرفتند. موش‌ها به طور تصادفي به سه گروه مساوي تقسيم شدند؛ گروه اول ( آزمون 1) به مدت 30 روز، عصاره آبي كلپوره دريافت كردند؛ گروه دوم (آزمون 2) به روش مارشال معتاد شدند و گروه شاهد هيچ ماده‌اي دريافت نكردند. زمان واكنش دم به محرك دردزا با دستگاه Tail Felick اندازه‌گيري شد. داده‌هاي جمع‌آوري شده با استفاده از نرم‌افزار آماري SPSS و آزمونهاي آماري ANOVA و Tukey در سطح معني‌داري 05/0P مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.
يافته‌ها: زمان واكنش دم به محرك دردزا در گروه آزمون 1 (دريافت‌كننده عصاره آبي كلپوره) mse72/1±95/12، در گروه آزمون 2 (معتاد) mse29/2 ±14/15 و در گروه شاهد mse63/1±74/7 بود. اين شاخص، در گروههاي آزمون 1 و 2 نسبت به گروه شاهد افزايش معني‌داري نشان داد (05/0P<) ولي مقدار آن در بين خود اين دو گروه (آزمون 1 و 2) تفاوت معني‌داري نداشت. وزن گروه آزمون 2 نسبت به گروههاي آزمون 1 و شاهد، كاهش معني‌داري نشان داد (02/0=P)؛ مصرف آب در گروه آزمون 2 نسبت به گروههاي آزمون 1 و شاهد افزايش معني‌داري نشان داد (03/0=P).
نتيجه‌گيري: يافته‌هاي اين مطالعه نشان داد كه عصاره آبي كلپوره مي‌تواند بر دردهاي پيكري اثر نموده و زمان واكنش دم به محرك دردزا را افزايش دهد. فرايند دقيق آن نياز به بررسي بيشتر دارد.
كليد واژه‌ها: مورفين؛ كلپوره؛ موش صحرايي؛ درد
افق دانش؛ مجله دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي، درماني گناباد (دوره 12؛ شماره 1؛ بهار سال 1385)
دريافت: 24/1/1385     اصلاح نهايي: 13/9/1385     پذيرش: 21/9/1385       

مقدمه
كلپوره يكي از گياهان دارويي است كه از آن در طب سنتي به عنوان آنتي باكتريال استفاده مي‌شود و يكي از گونه‌هاي معروف آن  Teucrium Polium مي‌باشد (2،1). اين گياه به عنوان ضدّ اسهال و ضد التهاب نيز كاربرد دارد (3،1). مصرف خواركي كلپوره به مدت 7 روز با دوز mg/kg500، سبب كاهش اولسر معده در موش صحرايي شده است (4). عصاره آبي
Teucrium Polium به نسبت 2% و 4% به مدت 54 روز، موجب تضييع تعادل در موش‌هاي صحرايي شده ولي مطالعات ديگر اثرات سيتوپروتكيتو عصاره اين گياه را نيز گزارش كرده‌اند (6،5).
تجويز عصاره آبي كلپوره در محيط كشت ساكاروميست‌ها، سبب تغيير ميزان اسيدهاي چرب غير اشباع شده و گزارشات حاكي از آن است كه جوشانده كلپوره، كاهش‌دهنده چربي و قند خون مي‌باشد (7-10).
مصرف خوراكي اين گياه اثرات آنالجزيك دارد و از آن به عنوان ضدّ درد احشايي استفاده مي‌شود (12،11).
مورفين سردسته تركيبات اپيوئدي است كه از ماده خام ترياك و در اصل از گياه خشخاش  به دست مي‌آيد و از زمانهاي قديم تا امروز، معيار مقايسه براي داروهايي است كه اثر ضدّ درد دارند (13). بررسي اثر مورفين بر زمان پس كشيدن دم در موش‌هاي صحرايي، نشان داده كه زمان واكنش به محرك دردزا در موش‌هاي صحرايي بسته به دوز مورفين متفاوت است (14)؛ همچنين مصرف درون صفاقي عصاره برگ كلپوره، موجب كاهش دردهاي احشايي در موش‌هاي صحرايي ديابتيك‌شده با استرپتوزوسين شده است (16،15).
با توجه به اين كه تجويز عصاره آبي كلپوره، انتقال پتانسيل عمل در فيبرهاي عصبي را تحت تأثير قرار مي‌دهد و چون اين گياه به عنوان داروي ضدّ درد احشايي به كار مي‌رود (17)، جهت درمان افراد وابسته به اپيوئيدها، جانشين‌كردن يك داروي خوراكي طولاني اثر، به جاي دارويي كه ممكن است مورد سوء مصرف قرار گيرد، تثبيت شرايط بيمار با داروي جانشين و سپس قطع تدريجي داروي جانشين، از اهميت بالايي برخوردار است؛ بر اين اساس، مطالعه حاضر با هدف مقايسه اثرات ضدّ دردي كلپوره و مورفين بر زمان واكنش دم به محرك دردزا در موش صحرايي انجام شد.

روش تحقيق
در اين مطالعه تجربي، جمعيت مورد مطالعه 36 سر موش صحرايي ماده از گونه Wistar-Albino با وزن تقريبي 200-250 گرم و حدود سني 5-7 ماه بود. هر يك از اين حيوانات پس از وزن شدن (وزن اوليه) در قفس مجزا با شرايط نوري 12 ساعت روشنايي و12 ساعت تاريكي و دماي 25 درجه سانتيگراد قرار داشتند.
حيوانات مورد بررسي، دسترسي كامل به آب و غذا داشتند و پس از يك هفته سازش با محيط جديد به طور تصادفي به سه گروه مساوي 12 تايي تقسيم شدند. گروه اول (آزمون 1) به مدت 30 روز mg/kg50 عصاره آبي كلپوره با دانسيته 09/1 را به صورت خوراكي از طريق گاواژ دريافت نمودند؛‌ گروه دوم (آزمون 2) به روش گراهام مارشال (با دوز mg/kg10 سولفات مورفين به صورت زير جلدي 10 نوبت، به مدت 4 روز، سه روز متوالي صبح، ظهر و عصر در مجموع 9 دوز و روز چهارم يك دوز) (13)، معتاد شدند؛ گروه سوم (شاهد) هيچ ماده‌اي دريافت نكردند.
پس از 30 روز، زمان واكنش دم به محرك دردزا (اشعه مادون قرمزدستگاه با شدّت متوسط 50) 3 بار به فاصله يك ساعت توسط دستگاه Tail Felick  به صورت يك سوكور اندازه‌گيري شد و ميانگين آن به عنوان زمان واكنش حيوان به محرك دردزا در نظر گرفته شد.
زمان واكنش دم به محرك دردزا در گروه آزمون 2،
20 دقيقه بعد از دريافت آخرين دوز با همان دستگاه و با همان روش اندازه‌گيري شد. در گروه آزمون 1 نيز اين شرايط وجود داشت.
در مدت بررسي، آب حيوانات مورد بررسي روزانه اندازه‌گيري شد ولي مصرف غذاي حيوانات اندازه‌گيري نشد.
داده‌ها وارد نرم‌افزار آماري SPSS شدند؛ جهت مقايسه
ميانگين زمان واكنش دم به محرك دردزا، وزن و آب مصرفي حيوانات، از آزمونهاي آماري  ANOVAو Tukey در سطح معني‌داري 05/0P استفاده شد.

يافته‌ها
ميانگين زمان واكنش دم به محرك دردزا درگروه آزمون 1 (دريافت‌كننده عصاره كلپوره) 72/1±95/12، در گروه آزمون 2 (معتاد) 29/2±14/15 و درگروه شاهد 63/1±74/7 ميلي‌ثانيه بود. زمان واكنش دم، به محرك دردزا در گروههاي آزمون 1 و 2 نسبت به گروه شاهد افزايش معني‌داري داشت (05/0P<)؛ تفاوت آماري اين شاخص بين خود اين دو گروه، معني‌دار نبود (نمودار 1).
مقايسه وزن حيوانات مورد بررسي هرچند كه قبل از بررسي (14/15±1/221، 59/10±27/220 و 28/ 218 گرم به ترتيب در گروههاي آزمون 1، آزمون 2 و شاهد) تفاوت معني‌داري نداشت ولي پس از بررسي، وزن گروه آزمون 1، 51/15±5/228 گرم، آزمون 2، 32/14±85/191 گرم و شاهد 28/13±66/237 گرم بود كه مقدار اين شاخص در گروه آزمون 2 كاهش معني‌داري نسبت به گروههاي آزمون 1 و شاهد نشان داد (02/0=P).
مصرف آب در گروه آزمون 1، آزمون 2 و شاهد به ترتيب 43/12±50/65، 25/11±35/97 و 32/15±35/62 ميلي‌ليتر بود. مقدار اين شاخص در گروه آزمون 2، افزايش معني‌داري نسبت به گروه شاهد داشت (03/0=P).

بحث
نتايج حاصل از اين بررسي نشان داد كه زمان واكنش دم به محرك دردزا درگروه آزمون 1 و آزمون 2، نسبت به گروه شاهد افزايش معني‌داري دارد؛ اما مقايسه مقدار اين شاخص بين خود اين دو گروه تفاوت معني‌داري نداشت. مقايسه وزن، مصرف آب و غذاي سه گروه نيز اختلاف معني‌داري نشان نداد. اثرات ضدّ دردي مورفين و مشتقات آن كاملاً شناخته و مشخص شده است كه مورفين و مشتقات آن از طريق اثر بر رسپتورهاي مورفين آثار ضدّ دردي خود را اعمال مي‌كنند. اثرات ضدّ دردي كلپوره را اين گونه مي‌توان توجيه نمود كه در عصاره آبي كلپوره تركيبي وجود دارد كه مي‌تواند از طريق دستگاه گوارش جذب و از طريق خون به اندامهاي هدف برسد. اثرات مهاري آن احتمالاً از طريق اتصال به غشاي گيرنده‌هاي درد، كانال‌هاي حساس به ليگاند را تحت تأثير قرارداده و موجب كاهش ورود سديم در پاسخ به محرك دردزا در حيوانات مورد بررسي شد و همين امر در نهايت توليد پيام بيولوژيك اين سلول‌ها را مختل نمود.
توجيه ديگر اين كه احتمالاً مادّه موجود در عصاره اين گياه از طريق اتصال به پروتئين‌‌هاي غشا و اثر بر كانال‌هاي ليگاندي، توانسته است خروج پتاسيم را تشديد و از اين طريق موجب افزايش هيپرپلاريزاسيون گيرنده‌ها، افزايش آستانه درد و افزايش زمان پاسخدهي دم حيوان به محرك دردزا شده باشد.
همچنين ممكن است مادّه موجود در عصاره اين گياه، از طريق اثر بر كانال‌هاي ليگاندي، ورود سديم را كاهش و همزمان خروج پتاسيم را افزايش داده باشد و از اين طريق سبب افزايش آستانة درد و افزايش زمان واكنش دم به محرك دردزا شده باشد. گذشته از آن، تركيبات موجود در عصاره اين گياه ممكن است با همين فرايندهاي احتمالي، سبب افزايش هيپرپلاريزاسيون نورون‌هاي آوران مسير درد و كندي انتقال پيام بيولوژيك شده و از اين طريق زمان واكنش دم به محرك دردزا را افزايش داده باشد (14)؛ همچنين مي‌توان احتمال داد كه تركيبات موجود در عصاره كلپوره از سدّ خوني- مغزي گذشته و مراكز كنترل درد در سيستم عصبي مركزي را تحت تأثير قرار داده باشد.








05/0*P<
نمودار 1- زمان واكنش دم به محرك دردزا در حيوانات مورد بررسي
نتيجه‌گيري
در اين تحقيق، مصرف عصاره آبي كلپوره موجب افزايش زمان واكنش دم به محرك دردزا در موش‌هاي صحرايي ماده شد؛ مي‌توان چنين نتيجه‌ گرفت كه عصاره اين گياه مي‌تواند علاوه بر اثرات ضدّ درد احشايي، بر حس درد پيكري نيز اثر مهاري داشته باشد؛ فرايند دقيق آن نياز به بررسي بيشتر دارد
تشكر و قدرداني
اين تحقيق به صورت يك طرح تحقيقاتي مصوب شوراي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان و با حمايت مالي معاونت پژوهشي اين دانشگاه به انجام رسيد؛ بدين وسيله مراتب تشكر و قدرداني اعلام مي‌گردد.

منابع:
1- Autore G, Capasso F, De Fusco R, Fasulo MP, Lembo M, Mascolo N, et al. Antipyretic and antibacterial actions of Teucrium polium (L.). Pharmacol Res Commun. 1984; 16 (1):21-29.
2- Ebrahim Sajjadi S, Movahedian Atar AM, Yektaian A. Antihyperlipidemic effect of hydroalcoholic extract, and polyphenolic fraction from Dracocephalum kotschyi Boiss. Pharm Acta Helv. 1998; 73 (3): 167-70.
3- Capasso F, Cerri R, Morrica P, Senatore F. Chemical composition and anti-inflammatory activity of an alcoholic extract of Teucrium polium L. Boll Soc Ital Biol Sper. 1983; 59 (11): 1639-43.
4- Tariq M, Ageel AM, al-Yahya MA, Mossa JS, al-Said MS. Anti-inflammatory activity of Teucrium polium. Int J Tissue React. 1989; 11 (4): 185-88.
5- Twaij HA, Albadr AA, Abul-Khail A. Anti-ulcer activity of Teucrium polium. Int J Crude Drug Res. 1987; 25: 125-28.
6- Aggelis G, Athanassopoulos N, Paliogianni A, Komaitis M. Effect of a Teucrium polium L. extract on the growth and fatty acid composition of Saccharomyces cerevisiae and Yarrowia lipolytica. Antonie Van Leeuwenhoek. 1998; 73 (2): 195-98.
7- Rasekh HR, Khoshnood-Mansourkhani MJ, Kamalinejad M. Hypolipidemic effects of Teucrium polium in rats. Fitoterapia. 2001; 72 (8): 937-39.
8- Omrani GhR, Solimani SM, Samani M. The effect of extract of Teucrium polium on blood sugar and insulin levels of type 2 diabetic patients. SEMJ (Shiraze E-Medical Journal). Available From: http://www.sums.ac.ir/~semj/vo13 /mar /rTP&NIDDM.htm
9-Zal F, Vasi M, Rasti M, Vessal M. (2001) Hepatotoxicity associated with hypoglycemic effects of Teucrium Polium in diabetic male rats. Iranian Medicine. 4 (4): 188-192.
10- Gharaibeh MN, Elayan HH, Salhab AS. Hypoglycemic effects of Teucrium polium. J Ethnopharmacol. 1988; 24 (1): 93-99.
11- شهرياري ع ر، رخشنده ح، دولتي ك، پارسايي ح، خوبان حسين. بررسي اثرات آنتي‌اسپاسموديك و ضدّ دردي عصاره گياه كلپوره. خلاصه مقالات پانزدهمين كنگره فيزيولوژي و فارماكولوژي. شيراز. 14-17 آبان سال 1380. صفحه 416.
12- Abdollahi M, Karimpour H, Monsef-Esfehani HR. Antinociceptive effects of Teucrium polium L total extract and essential oil in mouse writhing test. Pharmacol Res. 2003; 48 (1): 31-35.
13- Tandon M, Srivastava RK, Nagpal RK, Khosla P, Singh J. Differential modulation of nociceptive responses to mu and kappa opioid receptor directed drugs by blood glucose in experimentally induced diabetes rats. Indian J Exp Biol. 2000; 38 (3): 242-48.
13- بخشاني ن م. راهنماي عملي پيشگيري و درمان اعتياد. زاهدان: دانشگاه علوم پزشكي زاهدان؛ 1381.
14- فتح‌اللهي ع ر، ارجمند م. فارماكولوژي كاتزونگ، فارماكولوژي پايه و باليني كاتزونگ. تهران: ارجمند؛ 1380.
15- Baluchnejadmojarad T, Roghani M, Roghani-Dehkordi F. Antinociceptive effect of Teucrium polium leaf extract in the diabetic rat formalin test. J Ethnopharmacol. 2005; 97 (2): 207-10.
16- Abdollahi M, Karimpour H, Monsef-Esfehani HR. Antinociceptive effects of Teucrium polium L total extract and essential oil in mouse writhing test. Pharmacol Res. 2003; 48 (1): 31-35.
17- Shakhanbeh j,Atrouse O,Teucrium Polium inhibits nerve conduction and Carrageenan induced in Flammation in the rat skin. Turky Medsd. 2001; 31: 15-21

Title: The comparison of nociceptive effect of Teucrium polium and morphine in female rats
Authors: MR. Shahraki , H. MirShekari , MJ. Palan
Abstract
Background and Aim: Teucrium polium (TP) is one of the herbal medicaments which used as a visceral analgesic agent. The aim of this survey was to compare the effects of TP aqueous extract and morphine on tail-reaction time in the rat.
Materials and Methods: This experimental survey was carried out on 36 wistar-albino female rats that divided in to 3 groups (n=12) randomly. First group samples were administered with TP oral extracts for 30 days. Second group samples were addicted by Marshal Method. The third group didn’t receive any agent. Tail reaction time was measured blindly by Tail Felike methods (UGO BASILE 7360, Italy). Data obtained were analyzed by SPSS (12). Software and statistical ANOVA and Tukey test. Results were expressed as meanSD. Statistical different were significantly by P0.05.
Results: The results of this survey showed that tail reaction time were 12.95±1.72 mse in that group which received TP extract, 15.14±2.29 in addicted group and 7.74±1.63 mse, in control group respectively. These results showed that tail reaction time in groups were addicted and received TP extract increased compared with control group but did not any different between themselves. The mean weight in addicted group were significantly decreased compared with control and group which received TP extract but water consumption value was significantly decreased in addicted group compared with other groups.
Conclusion: The results from this study showed that T.P aqueous extract can affect on somatic pain and increased tail felick reaction time in female rat. The exact mechanism needs future study.

Key Words: Morphine; Teucrium polium; Rat; Pain reaction time

 
 

کلیه حقوق سایت متعلق به انجمن تحقیقات طب سنتی ایران است.
طراحی وب سایت و راه اندازی توسط موسسه طراحان تارآرا