بسباسه

نوعی گردو است که به حجم مازو می باشد. پوستش نازک و زودشکن است و بوی خوش و تند دارد.

خاصیت: قبوضیت دارد.

آرایش: کک و مک را می زداید و بوی دهان را خوش می کند.

چشم: تقویت دید می کند و داروی سبل است.

اندام های غذا: کبد و طحال و معده و به ویژه فم معده را تقویت می دهد. شکم را بند می آورد. مدر و داروی عبی اختیاری ادرار است، اگر با روغن ها مرهم شود مسکن درد است، و پرزه (شیاف زنانه) سودمند و مانع استفراغ است.

بسپایک

بسپایک عبارت از چوبی است باریک، خاکی رنگ، گره دار و کمی به سیاهی و سرخی می زند یا مایل به سبز است.

شاخه هایی دارد شبیه به کرم هایی که پاهای بسیار دارند. مزه اش تا اندازه ای شیرین و گس است.

برخی گویند: بسپایک روی درختی در مردآب ها می روید. و پاره ای می گویند بر سنگ ها نمو می کند. بهترینش آن است که ستبری آن به اندازۀ انگشت کوچک و رنگش مایل به سرخی باشد و در درجه دوم نوع زرد پرمایه و شاداب و ترد که کمی تلخی و گوارایی همراه گسی دارد و مزه اش به مزۀ میخک شباهتی دارد، خوب است.

مزاج: گرم و خشک است.

خاصیت: گدازنده، رساننده، بادشکن و راننده رطوبت است.

مفاصل: ضمادش در پیچش عصب سودمند است.

اندام های دفعی: بدون درد دادن شکم را روان می کند، بلغم و کیموس آبی را بیرون می راند. در مداوای قولنج بسپایک را در آبگوشت خروس یا ماهی یا آش حبوبات داخل می کنند.

بیخ بسپایک را بکوبند و گرد آن را با عسلاب سبک مخلوط کنند و از آن بخورند مراره و بلغم را بیرون می آورد.

بشام

درختی است مصری، بو و برگش به برگ و بوی فیجن شبیه است. لیکن برگ بلسان سپیدتر است. تنه درخت بلسان به تنه درخت حضض (فلیزهره)می ماند. از حیث تأثیر درمانی روغنش از دانه و دانه اش از چوبش قوی تر است.

روغن: شیره آن را بعد از طلوع ستاره دو خواهر می گیرند. با نیشتر تنه آن را سوراخ می کنند و هر شیره ای که از آن تراوش می کند بوسیلۀ پنبه دانه بر می دارند و هر ساله بیشتر از چند رطلی جمع نمی شود.

مزاج: گرم و خشک

خاصیت درمانی: انسداد را باز می کند و در بیماری های درونی سودمند است.

زخم و قرحه: بشام و به ویژه اگر با زنبق باشد زخم را تنقیه می کند و پوسته استخوان را بیرون می کشد.

مفاصل: خوردنش برای مداوای یماری اعصاب و تناول پخته شده آن در علاج ترنجیدگی مفید است.

اندام های سر: سر و زخم های سر را تنقیه می کند، در مداوای صرع و سرگیجه سودمند است.

اندام های چشم: بشام و شیره اش تم چشم را بر طرف می کند چشم را جلا می دهد و دید را تقویت می نماید.

اندام های تنفسی و سینه: چوب و دانه اش درمان پهلو درد، برونشیت شدید، نفس تنگی، دردسر و شش هستند.

شیره و دانه آن درمان ذات الریه سرد، و سرفه می باشد. همه اجزاء آن برای قسمت درونی بالایی شکم سودمند است.

اندام های غذا: در ضعف هاضمه مفید است. پخته آن سوء هضم را از بین می برد و معده را تنقیه می کند و کبد را قوت می دهد.

اندام های دفعی: مدر بول است.

درد وپیچ روده (مغص) را درمان است. بخور آن رطوبت زهدان را دفع می نماید و آن را خشک می کند و چاره ساز سردی زهدان است. اگر دود آن را برکشند کلیه دردهای زهدان را از بین می برد. پخته اش دهانه رحم را باز می کند. اگر با روغن گل و موم مرهم شود سردی رحم را برطرف می کند و در بی اختیاری ادرار سودمند است.

تب ها: شیره اش تب لرز را علاج است.

زهرها: ضد سموم و درمان مارگزیده است و اگر شیره آن را با شیر حیوان بنوشند پادزهر شوکران و به ویژه هر سموم حشرات موذی است.

بشنیز

گیاهی است شبیه خاراگوش، ولی این به رنگ سبز است و رطوبتی چسبنده دارد. نوعی دیگر از آن هست که شاخه هایش از این کوتاهتر و برگش پهن تراست. برگ آن ریز و باریک و به رنگ های سپید و زرد در بهارو تابستان پیدا می شود.

خاصیت: لطافت بخش، بسیار بازکننده، ضماد آن فضول را از ریزش به سوی اندام باز می دارد.

سر: ضمادش سردرد سرد را درمان می کند. محلول و آب پزش سالمتر است، از بند آمدن بینی جلوگیری می کند و علاج زکام می باشد.

اندام های دفعی: سنگ کلیه را خرد می کند. در آب پزش بنشینند حیض را روان می سازد و قرحه های زهدان را پاک می کند، خوردن و ضماد آن زهدان بهم آمده را باز می کند و سختی زهدان را از بین می برد.

بعل

گیاهی است که در بهاران در آب می روید و به یونجه و شبدر می ماند.

شاخه هایش بسیار و تخمش همانند تخم هویچ است.

مزاج: گرم است.

اندام های غذا: برای طحال بسیار خوب است.

اندام های دفعی: مدر بول است.

بکمون

همان عرفج بیابانی و از رده شیرداران و تخم آن چون سایر شیرداران آتشین و اسهال آور است.

بلوط

معروف است. بلوط قابض است و قبوضیت شاه بلوط کمتر است.

بیشتر قبوضیت بلوط از جفت آن است که پوسته داخلی بلوط است.

مزاج: سرد و خشک است. شاه بلوط که از شیرینی برخوردار است کمی گرمی در بر دارد. برگ بلوط از بلوط قابض تر و در خشکانیدن کمتر از بلوط است.

خاصیت: در شاه بلوط زدایندگی و در همه انواع بلوط قبوضیت هست. پایین های شکم را پر باد می کند و نزیف ها را باز می دارد و در این زمینه برگش از همه بیشتر کنش دارد.

همه انواعش نیروبخش اندام ها می باشد. شاه بلوط دیر هضم است و نیروی غذایی بیشتر دارد. اگر با شکر آمیزند نیروی غذایی آن افزایش می یابد.

جالینوس فرماید: بلوط تقریباً از حیث غذایی بودن به گندم می رسد و از سایر حبوبات مغذی تر است. شاه بلوط که شیرین است از بلوط مغذی تراست. لیکن عموماً غذایش برای آدمیزاد بسیار خوب نیست.

برخی از مردمان به خوردن بلوط عادت کرده اند ولی چون از آن نان می پزند سالمتر می شود و زیانی نمی رساند.

دمل و جوش: بلوط مخلوط با پیه بزغاله و خوک نمد سود برای گرفتگی عروق مفید است.

ثمر بلوط در مداوای ورم های گرم که نو پدید باشند مفید است.

زخم و قرحه: مانع زیاد شدن جوش های ساری، (زخم دهان) زخم های فراگیر (ساعیه) می باشد، که در این حالت باید برگ بلوط را بسوزانند و سائیده آن را بر زخم بگذارند یا بر زخم بپاشند که در بهم آوردن زخم ها بسیار مفید است.

سر: چون بازدارنده بخار است سردرد می آورد و در بند آوردن شکم نیز فعال است.

اندام های تنفسی: داروی خون بر آوردن است.

اندام های غذا: در علاج رطوبت معده مفید است.

اندام های دفعی: قبض است، در مداوای خراش و قرحه روده و نزیف خون مؤثر است و بول را فزونی می دهد.

زهرها: پادزهر حشرات موذی است. آب پز پوست بلوط با شیر گاو و پادزهر (سهام ارمنی) است. مغزشاه بلوط برای هر زهری پادزهر خوبی است.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است