بارهنگ آبی

مزاج: گرم و خشک است.

خاصیت: گویند هیجان را فرو می نشاند.

اندام های دفعی: گویند در مداوای زخم روده، پیچش و درد روده، درد زهدان، سودمند و ادرار بول و حیض می کند و در علاج فتق مؤثر است.

زهرها: پادزهر خرگوش آبی و افیون و غیره است.

باقلا

باقلا چندین نوع است: آنچه ما می شناسیم، باقلای مصری، نبطی و هندی است.

باقلای نبطی از همه قابض تر و مصری از همه رطوبتی تر است.

اگر باقلادیر هضم و نفاخ نبود، از لحاظ غذایی خوب از افشره جو کمتر نمی بود بلکه خونی که از باقلا پدید می آید از خونی که از افشره جو غلیظ می آید پر مایه تر و قوی تر است.

بهترینش باقلای سفید و چاق است که کرم زده نباشد.

بدترینش باقلای تازه و تر است و بهتر آن است که زیاد در آب خیس شود و خوب بپزند و آن را همراه فلفل و نمک و شیرۀ انگدان وسعتر و روغن های دیگر بخورند.

اما باقلای هندی در اندازه ای ویژه تنها در داروهای استفراغ و روان ساختن شکم بکار می رود.

مزاج: تقریباً معتدل است و گرایش به سوی سردی و خشکی دارد. دارای رطوبتی بیش از لزوم است و بخصوص باقلای تر بیش از خشک آن تر مزاج است.

باقلای تربارطوبتی که دارد و با سردی که در آن هست می تواند کشنده باشد. و آنهایی که می پندارند سردی باقلا در درجه دوم است زیاده روی کرده اند.

خاصیت: اندکی زداینده و بسیار نفاخ است. اگر خوب بپزند ولی نه همچون افشره جو باشد و در وقت پختن چندین بار آب آن را عوض کنند حالت بادزایی را از دست می دهد.

اگر باقلا را پوست بکنند و مغزش را در دیگ بسایند و حرکت ندهند بادزایی آن کاهش می یابد.

باقلای در روغن جوشیده کم باد است ولیکن دیر هضم تر هم هست.

نپخته باقلا با پوست، بادش بسیار است و شاید آرد آن کم بادتر باشد. باقلای نبطی قابض است و پوستش از همه اجزایش قابض تر است و زداینده نیست.

باقلای مصری از همه انواع باقلها قبض تر و زداینده تر است و گوشت سست ایجاد می کند و خلط های غلیظ می آفریند. ولی بقراط باقلای مصری را به خوبی تغذیه ستوده و آن را مایه بهبودی می داند.

اگر باقلا را به دو نیم کنیم و بر جای نزیف بگذاریم خون بند می آید.

اگر مرغی از باقلا تغذیه کند و کسی تخم آن مرغ را بخورد خوابهای پریشان می بیند.

باقلاخارش با خود می آورد به ویژه باقلای سبز بسیار خارش آور است.

آرایش: پوست باقلا را بر مو بگذارند نرم و نازک می شود.

باقلا و به ویژه اگر با پوست باشد بهکلک و پیس را از صورت می زداید و لکه های سیاه و نقطه ها را از بین می برد و رنگ و روی را زیبا می کند.

دمل و جوش: ضماد باقلا با آب انگور کهنه آماس بیضه را فرو می نشاند.

زخم و قرحه: درعلاج قرحه ماهیچه مفید است.

مفاصل: در مداوای ترنجیدن ماهیچه و ضماد آب پزش با پیه خوک در نقرس سودمند است.

سر: سردرد می آورد و هر کس به سردرد مبتلا است از خوردن باقلا زیان می بیند.

ماده ای سبز در اندرون باقلای مصری هست که تلخ مزه است اگر آن را بکوبند و با روغن گل مخلوط کنند و در گوش دردمند بچکانند درد از بین می رود.

چشم: باقلا را با عسل و شنبلیله ضماد کنند و بر چشم بگذارند برای پژمردگی چشم و نقطه سرخ داخل چشم مفید است.

باقلا با کندر و گل محمدی خشیکده و سفیده تخم مرغ ضماد شود داروی برآمدگی چشم است و به ویژه اگر کره چشم برآمده باشد.

اندام های تنفسی: برای سینه خوب است. داروی خون برآوردن و سرفه است. اگر باقلا را با عسل و آرد شنبلیله مخلوط کنند آماس گلو و لوزتین را فرو می نشاند.

ضمادش برای آماس پستان و پنیر شدن شیر در پستان داروی خوبی است.

اندام های غذا: دیر هضم است، زود سرازیر می شود و زود بیرون می رود. علاوه بر این سبب انسداد می شود. باقلای پوست نکنده را در سرکه بپزند مانع استفراغ می شود. باقلای هندی مؤثرترین عامل قی کردن است. اندام های دفعی: باقلا را با سرکه و آب بپزند اگر با پوست باشد داروی اسهال مزمن است.

در مداوای خراش روده مفید است و به ویژه باقلای نبطی بیشتر مؤثر است و قاوت آن هم همین کنش را دارد. قاوت چنانکه هست یا شوربا شود فرقی نمی کند.

ضماد باقلا ورم رگ های بیضه را فرومی نشاند و به ویژه اگر با آب انگور کهنه بپزند کمترین مقدار باقلای هندی خورده شود اسهال می آورد.

بدل مرجان

مشهور است. سنگی است که از دریا بیرون می آورند و به رنگهای سرخ، سیاه و سفید یافت می شود.

مزاج: سرد و خشک است.

خاصیت: گیرنده است و نزیف را باز می دارد. خشکندگی آن بیشتر از گیرندگی و بسیار خشکاننده است.

زخم و قرحه: گوشت زیادی را از بین می برد.

چشم: چشم را جلا می دهد و تقویت می کند و به ویژه اگر سوخته آن را شستشو دهند مؤثرتر است. رطوبت های چشم را بر می مکد و اثر قرحه های چشم را از بین می برد و در مداوای (دمعه) مفید است.

اندام های تنفسی: در باز داشتن خون بر آوردن و در بیرون راندن خون مؤثر است و در این باره سیال آن همان تأثیر را دارد. و به ویژه سوخته شسته آن که ازجمله داروهای تقویت قلب و تسکین خفقان قلب بشمار می آید.    

اندام های غذا: محلول آن در علاج آماس طحال مفید است.

اندام های دفعی: داروی زخمهای روده است.

برباله

این گیاه دارای ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبیه فریز است. تخم زیادی دارد. خوشبو است و زبان را می خارد. این گیاه در میان برگهایش و نزدیک ساقه گل های بنفش رنگی تولید می کند که شبیه گل بنگ است هر چه خوشبوتر باشد بهتر است. ساقه های آن از اجزای دیگرش مفیدترند. قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوی تر است.

مزاج: این گیاه گرم و خشک است و شهرت دارد که گرمی آن بیشتر از خشکی است.

خواص درمانی: تمامی اجزای این گیاه در باز کردن و تسکین دردهای درونی مفید است به ویژه خیسانده آن.

مفاصل: اسارون و به ویژه خیسانده آن در مورد بیماری اعصاب (سیاتیک) درد مزمن سرین بسیار مؤثر است.

چشم: این گیاه در معالجه ستبری قرنیه مفید است.

اندام های تغذیه: بر باله در معالجه بندآمدگی های کبد و سخت شدن این عضو بسیار مفید و در مداوای یرقان نیز مفید است.

اندام های دفعی: برباله با تقویت مثانه و کلیه به دفع بول کمک می کند. دارای خاصیت مسهل است.

برغست (قنابری)

مزاج:گرم است.

خاصیت: لطیف، زداینده، تکه کننده

آرایش: لکه های سیاه و بهک را می زداید و بدون شک خوردنش یا ضماد گذاشتنش بهترین برنده وضح (لکه های سپید صورت) است، که در ظرف چند روز این کار را می کند. این دارو را عرب ها می شناسند.

زخم و قرحه: ضماد برگش زخمهای چرکی پستان را علاج است.

سر: آبش را به بینی بکشند رطوبت های غلیظ را علاج می کند.

نفس کش: شش را می پالاید و راه بندان ها را باز می کند.

اندام های غذا: راه بندان های کبد و طحال را باز می نماید.

اندام های راننده: آبش شکم را روان می سازد، ضماد برغست بواسیر و درد و پیچش روده را باز می دارد و سفتی زهدان را نرم می کند و کیموس های غلیظ را بیرون می راند.

زهرها: برغست پادزهر همه حشرات موذی است.

برنج

دانه ای است مشهور.

مزاج: گرم و خشک است، برخی گویند از گندم گرمتر است.

خاصیت درمانی: برنج غذای خوبی است و کمی به خشکی مایل. اگر برنج را با شیر و روغن بادام بپزند نیروی غذایی آن بیشتر و بهتر می گردد و دیگر خشکاننده و بند آورنده نیست به ویژه اگر برنج را شبی در آب سبوس بخیسانند.

برنج به کندی سردی می دهد و برای جلا دادن خوب است.

اندام های دفعی: برنج آب پز تا حدی قبض کننده است. شیر برنج آب پشت را زیاد می کند و قبوضیت ندارد. مگر آنکه آن را در پوسته بسیار بجوشانند و آب آن را بخار کنند. اگر برنج را در آب سبوس بخیسانند این قبوضیت را به کلی از دست می دهد.

برطانیقی

برخی گویند بستان افروز است و قسمی گویند غیر آن است و برگش به برگ ترشک کوهی می ماند ولی این از ترشک بهتر است و تقریباً سیه فام است.

خاصیت: برگ آن بسیار قابض است.

زخم و قرحه: زخم و زخم ها را بهم می آورد.

سر: داروی جوش های درونی و زخم های کهنه دهان است و باید در مداوای جوش های دهان رب آن استعمال شود که بسیار سودمند است.

برگ کابلی

گیاه برگ کابلی که عبارت از دانه ای هندی است دو نوع می باشد: کوچک و کم شاخه، بزرگ و پرشاخه. کوچک آن بهتر از بزرگ آن است.

دانه برگ کابلی را از هندوستان یا سند می آورند.

مفاصل: در برکندن بلغم بسیار خوب است.

اندام های دفعی: برای راندن بلغم روده، کرم کدو و سایر کرم ها بسیار مؤثر است.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است