«ب»

بابونه

گیاهی است که گلهایش به رنگهای زرد، سفید و ارغوانی یافت می شود و گیاهی است مشهور و شناخته شده.

از برگ و گل بابونه قرص می سازند و ساقه آن را می خشکانند و نگاه می دارند. اکثراً در زمینهای خشن و نزدیک به کناره های زمین می روید. در بهار کنده و جمع آوری می شود.

مزاج: گرم و خشک است.

خاصیت درمانی: باز کننده است، غلیظ را لطیف می نماید، سستی می آورد، گدازنده است با کمی جذب یا اصلاً جاذب نیست.

دمل و جوش: بوسیلۀ قوت سست کنندگی و تحلیل که در آن موجود است ورم های گرم را فرو نشاند و تصلبات کم را نرم می کند. خوردن آن در مداوای ورم سخت داخلی مفید است.

مفاصل: کشیدگی را سستی می دهد. همه اندام های عصبی را تقویت می نماید و برای رفع خستگی از هر دارویی سودمندتر است، زیرا حرارت بابونه به حرارت جاندار می ماند.

سر: مغز را تقویت می کند، در مداوای سر درد سر، تخلیه سر از مواد ناسازگار مؤثر است. زیرا می گدازد و جذب نمی کند. زخم های دهان را بهبود می بخشد.

چشم: ضماد آن جوش ترکیده چشم (غرب) را شفا می دهد و در مداوای رمد و تیرگی و جوش و خارش و حرب چشم سودمند است.

سینه: خون را ازسینه پاک می کند و بر می آورد.

اندام های غذا: یرقان را از بین می برد.

اندام های دفعی: هر نوع از بابونه به ویژه بابونه ای که گل ارغوانی دارد در ادرار بول و بیرون آوردن سنگ مؤثر است. در علاج دردهای سرد و گرم مثانه بابونه را بر مثانه می بندند.

تب ها: برای تب های سبک و ورم های گرم درونی که هنوز به طور کامل نرسیده باشند سودمند است. اما در تب های بسیار شدید و در ورم های گرم تمامی رسیده اثری ندارد.

بابونه چشم گاو یا اقحوان

به قول دیسقوریدوس: برخی از مردم، اقحوان را اماریون، برخی قورینبون و گروهی ازقسمون می نامند.

اقحوان دو صفت دارد: زرد مایل به سرخی و سفید. نوع سفیدش قوی تر است.

گیاه آن دارای چوبهای نازک است، گل آن سفید و مدور و وسطش زرد است. بویی سنگین دارد و مزه اش به تلخی می زند، گل اقحوان به گل مرو می ماند. تند مزه و تند بو است.

خاصیت درمانی: گرمی بخش، رساننده علاج انواع انسداد است و نوع سرخ رنگ آن قابض و مانع سیلان است. تحلیل می برد لیکن در گیرندگی و خشکانیدن از گدازندگی قوی تر است.

اقحوان عرق آور است و اگر روغنش را بر اندام بمالند عرق می آورد.

تحلیل برنده و لطافت بخش است و همه رگها را باز می کند.

اندام های سر: خواب آور است و بو کردن تازه آن سبب خوابیدن می شود. روغن اقحوان درد گوش را درمان می کند.

مفاصل: در مداوای پیچش، پی، پارچه پشمی را در اقحوان آب پز شده می خیسانند و بر جای دردناک می گذارند مفید است.

دمل و جوش: ورم گرم معده و خون بند آمده در معده را از بین می برد و در علاج ورم های سرد نیز مفید است.

زخم و زخم های چرکی: در مداوای ناصور و قرحه های پلید و برکندن خشک ریشه و علاج زخم های پی مفید است.

اندام های تنفس و سینه: اگر خشک شده آن را با سکنجبین و نمک بخورند در علاج «ربو» مفید است.

اندام های غذا: برای فم المعده بد است لیکن چیزهایی را که با معده سازگار است و بسوی معده می آیند تحلیل می برد و می خشکاند و خون بند آمده داخل معده را آب می کند.

اندام های دفعی: شدیداً ادرار آور است. اگر با عسل آب باشد خون منعقد در مثانه را حل می کند. گل اقحوان اگر با عسل آب خورده شود سنگ مثانه را خرد می نماید.

شکوفه اقحوان و استعمال روغن آن در نزد زنان بول و حیض را ریزش می دهد. استعمال روغن اقحوان نیز مدر است و سفتی زهدان را از بین می برد و آن را باز می کند.

روغن آن سودا و بلغم را بیرون می دهد و در علاج ورم های گرم لبه مقعد و ترکاندن بواسیر مفید است. در علاج ترک های آب ریز و قولنج و درد مثانه و سفتی طحال مفید است.

بار سرو

ضماد آن در علاج فتق و ورم ها سودمند است.

بارزد (قنه)

دیسقوریدوس گوید: قنه انگم گیاهی است که به خیزران می ماند و در سوریا یعنی در شام می روید. بعضی آن را (مکانیون) گویند. نوع بهتر متراکم تر است که به کندر شبیه است و با دست خرد می شود.

مزاج: گرم و خشکاننده است.

خاصیت: نرمی بخش، تحلیل برنده، بادشکن، گرمی بخش و التهابی و جاذب است و از آن داروهاست که شاید گوشت را تباه سازد.

آرایش: جوش های عدسی را قطع می کند.

ورم: دارای خنازیر است.

قرحه: با سرکه بر زخمهای شیری بمالند خوب است.

مفاصل: در علاج خستگی و کزاز و ترنجیدن ماهیچه مفید است.

سر: داروی سردرد است. صرعی دار آن را بو کند بهوش آید. علاج گیجی و بیهوشی است. داروی دندان درد و دندان کرم خورده است. درد سرد گوش را درمان می کند.

اگر با روغن سوسن باشد و نیمه گرم در گوش بچکانند ورم و درد گوش را سودمند می آید و هیچ آزاری ندارد.

سینه: علاج برنشیت و سرفه همیشگی است.

اندام های راننده: در ریزش دادن حیض بسیار قوی است. اگر بردارند خفگی زهدان را معالجه می کند.

زهرها: پادزهر تیر زهرآلود، و سم مار و کژدم است. دودش حشرات موذی را تار و مار می کند.

بادرنگبویه

مزاج: گرم و خشک است.

خاصیت: در علاج همه بیماریهای بلغمی و سودایی مفید است.

آرایش: در خوشبو کردن دهان بسیار مؤثر است.

زخم و قرحه: داروی گرمی سودایی است.

سر: بندآمده های راه به دماغ را باز می کند و بوی گند دهان را از بین می برد.

سینه: شادی آور، توان بخش قلب، علاج خفقان است.

اندام های غذا: کمک هضم غذا است و داروی سکسکه می باشد.

بادنجان

نیاز به معرفی ندارد. تازه ترش سالم تر است و کهنه اش بد است و مزه و مزاج قلیا را دارد.

مزاج: به عقیده ابن ماسرجویه سرد مزاج است. لیکن در حقیقت چون تلخی و تندی دارد گرمی و خشکی در درجه دوم غالب آمده است.

خاصیت: سبب سودا و انسداد می شود.

آرایش: پوست را بد رنگ و سیاه می کند. رنگ را زرد می گرداند. بادنجان کوچک همه پوست است و لکه های سیاه صورت را سبب می شود.

دمل و جوش: پدید آورنده ورم های سرطانی و سخت و جذام است.

اندام های سر: انسداد، سردرد و جوشهای دهان را بوجود می آورد.

اندام های غذا: گرفتگی هایی برای کبد و طحال در بر دارد. اما اگر آن را با سرکه بپزند گرفتگی کبد را باز می کند.

اندام های دفعی: باعث بواسیر است، ولیکن اگر دنباله های بادنجان را در سایه خشک کنند برای دفع بواسیر خوب است. بادنجان به روانی و قبضی شکم کاری ندارد. اما اگر در روغن بپزند روان کننده و اگر با سرکه بپزند قابض است.

بادام

نیاز به معرفی ندارد. بادام از گردو کم روغن تر است اما گردو از بادام زود هضم تر است.

مزاج: بادام شیرین تقریباً در گرمی و تری معتدل است و کمی سوی تری می گراید.

بادام تلخ گرم و خشک است.

خاصیت: انگم درخت بادام تلخ گیرنده و گرمی بخش است. بادام عموماً زداینده و پاک کننده و بادکننده هست. لیکن بادام تلخ لطافت بخش است و زدایندگی بیشتر دارد و از اینرو در باز کردن قوی تر از بادام شیرین است.

آرایش: بادام تلخ علاج لکه های سیاه، کک و مک، اثرها و گرمی زدگی ها می باشد.

ترنجیدگی رخساره را سر حال می آورد. بیخ بادام تلخ را بپزند و بر لکه های سیاه بگذارند بسیار مفید است. خوردن بادام شیرین فربهی می آورد.

ورم و جوش: بادام تلخ با آب انگور کهنه علاج شری است (آبله ریزهای سرخ و آزار دهنده).

قرحه: با عسل بر پوست بمالند مورچگی و ساعیه (ریز تر از مورچگی) را علاج می کند. با سرکه یا آب انگور کهنه داروی بیماریهای ویروسی پوستی یا (پوست انداختن) و تلخ از شیرین کاری تر است.

سر: بادام و به ویژه تلخ کوبیده و سائیده داروی درد گوش و صداها و وزوزگوش است. با بادام و آب انگور کهنه سر را بشویند رطوبت و سپوسه و شوره را از میان بر می دارد و خواب می آورد.

چوب درخت بادام تلخ را بکوبند تا تمام نرم شود، آنگاه با سرکه و روغن گل مخلوط کنند و بر پیشانی ببندند سردرد از بین می رود. روغن بادام تلخ هم داروی سردرد است.

چشم: تقویت دید می کند.

سینه: بادام تلخ با نشاسته گندم داروی خون بر آوردن است و در علاج سرفه مزمن و برنشیت و ذات الجنب مفید است.

روغن بادام شیرین و قاوت بادام در علاج سرفه و خون برآوردن مفید است.

اندام های غذا: بادام و به ویژه بادام تلخ راه بندان های کبد و طحال را باز می کند.

بادام تلخ دهانه رگهای دهان بسته را باز می نماید.

چغاله بادام که با پوست باشد دیرهضم است، کم غذاست و خلطش خوب است.

چغاله را با پوست بخورند رطوبت معده را بر می چیند. و اگر همراه شکر بخورند زود سرازیر می شود.

قاوت بادام شیرین بر معده گران است و زرداب را بوجود می آورد.

اندام های دفعی: بادام تلخ راه بندان گرده را باز می کند، روغن بادام تلخ تنقیه کننده کلیه و مثانه است و اگر با زنبق بخورند سنگ را خرد می کند.

بادام تلخ و روغن زنبق و روغن گل را ضماد کنند برای کلیه مفید است. بادام تلخ داروی درد، ورم گرم، سخت شدن و خفه شدن زهدان است.

علاج بی اختیری ادرار و درد گرده است. بادام تلخ را بردارند حیض را ریزش می دهد.

بادام شیرین که زدایندگی دارد و بادام تلخ که از آن زداینده تر است و هر دو برای قولنج داروی خوبی هستند.

روغن بادام که از بادام جدا شود لطیف تر و سبک تر می شود.

زهرها: برای گزیده سگ هار مفید است.

بارهنگ

دو نوع از این گیاه موجود است: یکی بزرگ و دیگری کوچک. بارهنگ بزرگ سودمندتر است.

مزاج: خشک و تر است.

خاصیت: برگ به علت داشتن ماده آبی سرد گیرنده است و نزیف خون را بند می آورد.

خشک آن گزنده نیست بلکه برای دمل های کهنه و نو بهترین علاج است.

ورم و جوش: در مداوای ورم گرم، سوختگی، مورچگی، شری، باد سرخ، ورم های بیخ گوش و خنازیر بسیار خوب است.

زخم و قرحه: برای معالجه زخم چرکی پلید، آتش فارسی که ساری باشد، قرحه های همیشگی، زخم های گود، از هر دارویی پیشی گرفته است.

بارهنگ مخلوط با گل اندلسی (قیمولیا) و سفیداب را بر باد سرخ بگذارند شفا می دهد.

مفاصل: ضماد بارهنگ را بر پاغر بگذارند بازدارنده سردی است و آماس را فرو می نشاند.

سر: درد گرم گوش را تسکین می دهد، آب پز ببخش را در دهان بگردانند دندان درد را آرام می کند. بارهنگ به جای سلق (نوعی چغندر) در شوربای عدس بریزند و بخورند برای صرع مفید است.

افشره برگ بارهنگ را در گوش بچکانند درد گوش تسکین می یابد.

بیخ بارهنگ را بجوند و آبش را در دهان بگردانند علاج دندان درد است و زخم و جوش درون دهان را شفا می دهد.

چشم: سرمه کش را به افشره بارهنگ بمالند و در چشم بکشند رمد را بر طرف می نماید.

نفس کش: بارهنگ را بجای سلق در آش عدس بریزند برای برونشیت مفید است.

تخم بارهنگ علاج خون برآوردن است.

اندام های غذا: بجای سلق بارهنگ را با عدس بپزند در باز کردن راه بندان کبد، درد گرده، بیماری استسقا مفید است.

اندام های دفعی: تخم بارهنگ را بخورند یا آبش را در وارد کردن به صورت (آمپول- شیاف...) بکار ببرند برای زخم روده، اسهال مراره ای مفید است و خونریزی بواسیر بند می آید.

تب ها: گویند علاج تب سه گوش (تب نوبه) است.

زهرها: بارهنگ و نمک را برگزیده سگ هار بگذارند سودمند است.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است