پزشکی در تمدن اسلامی

در دوران تمدن اسلامی، پزشکی نیز همانند سایر علوم به اوج شکوفایی خود رسید و پزشکان نامی و مشهوری پا به صحنه طبابت گذاشتند. آنان پزشکی را از حداقل به جایی رساندند که کتب پزشکانی مثل بوعلی سینا تا اواسط قرن 17 میلادی مورد اعتماد اغلب دانشگاه های اروپا بود و پایه گذاری پزشکی نوین را همان آثار و دستاوردهای پزشکان مسلمان می دانند. عبدالله نعمه در کتاب فلاسفه شیعه در این رابطه می نویسد:

«کتاب قانون بوعلی سینا، که هر آنچه مورد احتیاج طبیب هست در آن آمده، مهم ترین مرجع طب در قرون وسطی بود و در مدارس شرق و غرب تدریس می شد. ترجمه لاتین آن 15 مرتبه میان سال های 1473 و 1505 میلادی چاپ شد و تا اواسط قرن 17 میلادی مورد اعتماد اغلب دانشگاههای اروپا بود».

زکریای رازی به عنوان پدر طب عرب یا جالینوس عرب کتاب های زیادی در طب نوشته است: کتاب الحاوی؛ الطب المنصوری؛ کتاب الاسرار فی الکیمیاء که اعجاب پزشکان غرب را برانگیخته و به زبان های متعدد لاتین و غیره ترجمه شده است؛ و کتاب الجوری و الحصبه که تاکنون بیش از چهل بار به زبان انگلیسی چاپ شده است. خانم دکتر هونکه در کتاب فرهنگ اسلام در اروپا می گوید:

در دانشگاه های توبینگن و فرانکفورت، هنوز تا قرن هجدهم میلادی آثار ابن سینا و رازی جزو برنامه هی اصلی دانشگاهی بودند. حتی پس از آنکه کشورهای اسلامی مورد غضب اروپائیان قرار گرفتند، تأثیر عمیق نوشته هایشان بخصوص درباره معالجات چشم باز هم تا قرن هیجدهم ادامه داشت. گرچه کسی از بسیاری از تجربیات پر ارزش، کشفیات و اختراعات آنها نام نمی برد ولی ناخودآگاه جزو غیرمنفک علوم پزشکی بین المللی بوده اند.

اما امروزه چه کسی آنان را می شناسد؟ چه کسی می داند که طب اسلامی از زمانی که به وسیله کنستانتین به سرزمین اروپا آورده شد چه تأثیرات بزرگ و تعیین کننده ای در اروپا به جای گذاشت؟ از نقش عظیمی که اسلام در رشد و شکوفائی طب ما داشت چه کسی مطلع است؟

نام مسلمانان در جهان علمی اروپای آن زمان، چنان خریدار داشت که عده ای از پزشکان شمال ایتالیا برای اینکه کتاب طبی شان بیشتر مورد توجه دانشمندان قرار گیرد آنرا ماسویه جدید بغدادی معرفی کردند و چنین ادعا کردند که این نویسنده شاگرد ابن سینای معروف بوده است!

یا یکی از شیمی دان های گمنام قرن سیزدهم میلادی در اروپا موفقیتی بزرگ و غیر طبیعی به دست آورد؛ بدین وسیله که اثر مهمش را که نشانه آشنائی کامل با علوم مسلمانان بود به نام شیمی دان معروف جابر، به اصطلاح بقراط علم شیمی، ارائه داد. اثر مسلمانان بر فرهنگ اروپاییان خانم دکتر هونکه در این باره می نویسد:

زن های اروپایی پودر زدن را که قبلاً با آن ناآشنا بودند از مسلمانان آموختند. مشرق زمین این ماده خوشبو را ساخته و طریقه تهیه اش را در اختیار اروپا گذاشت. مردهای اروپائی هم به تقلید از مسلمین، صورت هایشان را به وسیله ریش گذاشتن زینت می کردند. حمام و شستشوی بدن از چیزهای خاصی است که به وسیله مسلمین به اروپائیان آموخته شد. در حالی که در اروپا حمام را جزء خرافات معرفی می کردند.

در دوران تمدن اسلامی در اروپا، طاعون را مرگ سیاه لقب داده و کار خدا می دانستند. آنان از مقابله با طاعون عاجز بودند ولی طبیبان مسلمان راه مبارزه با آن را به بشر آموختند. در کتاب تاریخ عرب آمده است: «ابن خطیب، طبیبی بود که به مقام وزارت رسید. از قرن چهاردهم میلادی که مرگ سیاه اروپا را درو می کرد و مسیحیان حیرت زده، طاعون را کار خدا می دانستند این طبیب مسلمان ضمن رساله ای فرضیه مسری بودن طاعون را ثابت کرد و چنین نوشت:

اگر گویند چگونه ادعای سرایت این زاید را قبول کرد، در صورتی که شرع آنرا رد کرده است گوئیم وجود سرایت به تجربه و استقراء و حس و مشاهده و خبرهای متواتر ثابت شده و مایه های برهان همین است. هر که بخواهد بداند این نکته را درمی یابد که نزدیکی به بیمار موجب هلاکت و دوری از او موجب سلامت است. و باید دانست که به سبب لباس یا ظرف یا حتی گوشواره ای، مرض به خانه یا محله ای می رود». بزرگ ترین پزشکان دنیا *ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن، درباره بزرگ ترین اطبای عالم می نویسد:

در این دوران نیز مثل دوران قبلی، بزرگ ترین طبیبان آسیا، آفریقا و اروپا از میان مسلمین برخاستند. مهمترین عرصه تخصصی این طبیبان، بیماری های چشمی بود. چشم پزشکان آب آوردگی چشم یا همان آب مروارید را نیز عمل می کردند. باید از آن روز که این گونه امراض در دیار خاور نزدیک فراوان بود و در آنجا مثل مکان های دیگر مردم پول های گزاف برای علاج می دادند، در حالی که برای پیشگیری بسیار کم خرج می کردند.

ابن البیطار در کتاب تاریخ طب گیاهی را نوشت. در آن هزار و چهارصد نوع گیاه، غذا و دارو را ذکر کرده که سیصد نوع آن قبلاً ناشناخته بود. او ترکیبات شیمیایی و قدرت شفابخشی آنها را معین کرد و ملاحظات دقیقی درباره کیفیت استعمال آنها به قلم آورد. *گوستاولوبون در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد:

مشهورترین جراح مسلمان ابوالقاسم قرطبی است که در سال 1107 میلادی وفات یافته است. او کسی است که بسیاری از آلات جراحی را اختراع و شکل آنها را در کتاب خود ترسیم کرده است. او بود که کیفیت از بین بردن سنگ کلیه را توصیف کرد و نابجا آن را جزء اختراعات جدید می دانند.تا قرن پانزدهم، ابوالقاسم در اروپا معروف نبود. در این قرن بود که شهرتش در آنجا پیچید. فیزیولوژیست معروف (هالر) نیز درباره او می گوید:

تمام جراحانی که پس از قرن چهاردهم میلادی آمدند از کتاب های ابوالقاسم قرطبی استفاده می نمودند. کتاب مبسوطی که او درباره جراحی تألیف کرده مشتمل بر سه باب است: باب اول درباره سوزاندن و داغ کردن؛ باب دوم راجع به عملیات هایی است که محتاج به چاقوی جراحی بودند و همچنین درباره جراحی دندان، چشم، فتق، زایمان های غیرطبیعی و بیرون آوردن سنگ کلیه بحث می نمایند؛ و باب سوم در باب شکسته بندی و جا انداختن استخوان هاست. اولین چاپی که از ترجمه لاتینی کتاب ابوالقاسم شد در سال 1497 میلادی بود. و چاپ اخیر آن نیز در سال 1812 بوده است. * همچنین خانم دکتر هونکه می نویسد:

علی بن عباسی اولین کسی است که حرکات رحم را کشف کرد و معتقد بود که رحم در اثر انقباض، جفت را بیرون می دهد. او همچنین درباره زخم گردنه رحم و سرطان نوشته هائی به جا گذشته است. او هزار سال جلوتر از داروین از اصل انواع و ظهور آنها در اثر تغییرات ضروری به تناسب زیست و مطابقت دادن خود با شرایط زندگی صحبت می کند.

*ابن سینا اولین و بهترین طریق تجزیه برای تشخیص دمل کبد، عفونت و التهاب ریه را در اختیار ما گذاشت. او علائم بیماری های درد روده و درد کلیه را جدای از همدیگر تشریح کرده است. وی فلج عضلات صورت را از روی علت موضعی و علت مرکزی جداگانه بیان کرده است. در حالیکه در دوران تمدن اسلامی در اروپا پزشکان جایگاهی نداشتند و معمولاً برای درمان به دعا و جادو و جنبل متوسل می شدند، در کشورهای اسلامی، اطبا روز به روز بیشتر متخصص می شدند.

ابن سینا نظریه پیشینیان را در مورد بیماری های استخوان رد کرده می نویسد: استخوان ها هم می توانند ملتهب شده و سلامتی شان را از دست بدهند. در حالی که قبلاً معتقد بودند که بافت های شل مانند مغز و بافت های سفت مانند استخوان التهاب ناپذیرند. او اولین کسی بود که اختلاف بین بیماری واگیردار التهاب پرده مغز و دیگر بیماری های آن را شرح داده و اولین دستور معاینه تجزیه ای برای تشخیص امراض التهاب غیرواگیری پرده مغز و مننژیت را از یکدیگر داد. او این بیماری را چنان واضح و کامل نشان داد که ما امروز تقریباً بهتر از او نمی توانیم شرح دهیم.

به این ترتیب بود که امراض شناسی در تمدن اسلامی به فاصله زیادی از یونان قدیم و جالینوس جلو افتاد.

*زکریای رازی بینش علمی را به غرب آموخت. نوشته های او درباره سرخک و آبله با دقت کافی و برای اولین بار سیر کامل بیماری را ترسیم می کند. به طوری که حتی پزشکان قرن هیجدهم آن را یکی از بهترین آثار مربوط به آن موضوع می نامند. رازی، نقرس را از رماتیسم جدا می دانست. *همچنین ویل دورانت می نویسد:

تنها در بغداد به سال هشتصد و شصت طبیب رسمی بود و حق ویزیت طبیبان به نسبت تقربشان به دربار خلفا فزونی می گرفت.

*از بین طبیبان معروف دیگر می توان از یوحنا پس ماسویه نام برد که تشریح را در پیکر میمون مطالعه می کرد. همچنین حنین ابن اسحاق مترجم معروف و مؤلف کتاب العشر مقالات فیالعین که قدیم ترین کتاب درسی منظم چشم پزشکی است و علی بن عیسی بزرگترین چشم پزشک اسلام که کتاب تذکره الکحالین وی تا قرن هجدهم در اروپا تدریس می شد قابل ذکرند.

*در جای دیگری خانم دکتر هونکه درباره کشفیات و کارهای بهترین جراح مسلمان یعنی ابوالقاسم اندلسی می نویسد:

یک جراح اندلسی بنام ابوالقاسم، متولد 1013 میلادی با شرح امراض خون که مکرراً در خانواده ای ملاحظه کرده بود به پیشرفت طب کمک کرد. همین پزشک به بررسی رماتیسم مفاصل و سل ستون فقرات پرداخته بود، یعنی هفتصد سال قبل از پرسیفال پت انگلیسی، البته بالاخره این مرض اخیر به نام بیماری پت نامیده شد.

ابوالقاسم نه تنها تغییرات فراوانی در جراحی های عمومی داد، بلکه در مورد سوزاندن زخم ها، از بین بردن سنگ مثانه در داخل مثانه، شکافتن و تشریح جسد انسان و حیوان برای کشف و شناختن علمی، پیشرفت هائی را سبب شد.

او با روش ها و وسائل طبی جدید به پیشبرد مداوای امراض زنانه کمک کرد. او کمک ها و جراحی های زایمانی را برای حالات مختلف زایش های غیرطبیعی مانند خروج ابتدایی دست، زانو، پا، سر، پهلوی چپ یا راست نوزاد و یا اینکه خروج طاق باز او از شکم مادر، ابداع کرد.

آنچه امروزه به نام پزشک آلمانی والشر، اهل شهر اشتوتگارت نامیده می شود نیز از ابداعات اوست.

او طریقه جراحی فرج را برای زایمان یاد می دهد؛ بدین صورت که آئینه ای را ساخت که توسط آن اعضای تناسلی زن را بتوان از داخل دید و دستگاهی که به وسیله آن فرج را باز می کند. این دستگاه بعدها یکی از وسایل بسیار ضروری مامائی می شود.

او طریقه معالجه نقص های ساختمان دهان و فک را نیز یاد می دهد؛ همچنین او برای بیرون آوردن پلیپ چنگک بکار می برد؛ یا برای جراحی نای، برش عمودی می داد و نوکر خودش را به همین طریق با موفقیت جراحی کرد.

آمبروازپار، جراح زانوی معروف، به این دلیل مشهور شد که می گویند در سال 1552 میلادی برای اولین بار به بستن بزرگ رگهای خونی مبادرت کرده است. درحالی که ششصد سال قبل از این، ابوالقاسم اندلسی این نوع جراحی را تعلیم می داد و بدان وسیله، قطع دست و پا علمی تر انجام می گرفته است.

ضمناً ابوالقاسم به محصلینی که جراحی می آموختند سه نوع دوختن را برای دوختن شکم یاد می داد. او یک نوع دوخت دیگری هم که دو سوزن را به یک یک نخ می کنند و همچنین دوختن بانخی که از روده گربه می سازند برای دوختن محل جراحی و به طور کلی جراحی آن بخش از بدن که زیر ناف قرار دارد توصیه می کند که لگن خاصره و پاها را قدری بالاتر از سطح سینه قرار دهند.

از ابوالقاسم مقدار زیادی نقشه وسایل جراحی به جای ماند که به دستان تقریباً خالی جراحان چشم، دندان پزشکان، و شکسته بندهای اروپائی افتاد که واقعاً بدانها نیازمند بودند.

*پزشکان مسلمان حتی در روانشناسی به دست آوردهایی نائل آمدند. خانم دکتر هونکه در این رابطه می نویسد: روانشناسی پزشکی در نزد دانشمندان اسلامی حتی در موارد بیماری های جسمی نقش مهمی بازی می کرده است. نوشته هائی که معالجات روانی آنان هستند، خود بخش بزرگی از معالجات را تشکیل می دهند.

به عنوان مثال، فیزیکدان بزرگی به نام ابن هیثم که در ابتدای تحصیل به علم طب پرداخته بود کتابی به نام «تأثیر موزیک بر روی انسان و حیوان» نوشته است.

ابن سینا خواستار آن بود که با امکانات پزشکی و تقویت کنندگان فکری، معالجات داروئی تأیید شود تا اینکه قدرت دفاع داخلی بدن در مقابل مرض بالا رود و بدینوسیله روش طبی تکامل یابد. و او می نویسد: ما باید در نظر داشته باشیم که موفقیت آمیزترین روش معالجه بیمار آنست که نیروهای فکری و ذهنی بیمار را نیز در مبارزه بر علیه بیماری تقویت و تهییج کنیم. محیط بیمار را با صفا و با روح و با موسیقی مطبوع ترتیب دهیم و امکان همنشینی با کسانی که به آنان علاقه مند است را برایش فراهم کنیم.

در مثال دیگری یکی از طبیبان برای درمان کنیزی که فلج هستریک داشت، او را احضار و چنان کرد که می خواهد در مقابل حاضرین لباس از تن او در آورد؛ کنیز تقلا می کرد که لباس های خود را حفظ کند که بر اثر این تقلا فلج او برطرف شد.

* در قرون مختلف نام پزشکان اسلامی در سراسر اروپا با احترام برده می شد. نام های بوعلی سینا، زکریای رازی، ابن زهر و غیره در آن زمان مثل نام های بقراط، گالیله، نیوتون و انیشتین برای اروپائیان موجب مباهات بود. در این رابطه ویل دورانت می نویسد:

پزشکان مهم اروپا در قرن پانزدهم میلادی بیش از همه، همان اسلامیست ها بودند که برای آنان ابن سینا، ابن زهر، علی بن عباس و ابو القاسم، همه چیز محسوب می شدند. در همین زمان است که تحولات هشیارانه ای در طرز فکر کارهای طبی اروپا مسلط می شود. یک نفر تحمل این زحمت را کرده است تا میزان تأثیر نفوذ دانشمندان اسلامی و یونانیان را در اوائل کار طب تجربی در اروپا به شکل آماری تعیین کند. او برای این کار، کتاب طب (گراف فرازی داگردو) را انتخاب کرد. نویسنده این کتاب پروفسوری است از شهر (پاویا) و آزمایشات خود را در این کتاب زبده به شکل علمی ارائه داده است. این کتاب شرح کتاب جدید المنصوری توشته زکریای رازی است. مضافاً اینکه این کتاب، اولین کتاب چاپ شده پزشکی در سال 1469 میلادی است. در این کتاب پروفسور بیش از سه هزار بار از ابن سینا نام برده است و از زکریای رازی و جالینوس هزار بار و از بقراط یکصد و چهل بار. *خانم دکتر هونکه می نویسد:

در همان زمان که در ممالک اسلامی پزشکان با معلومات عالی شان بر بالین بیمار ایستاده و درباره ویروس ها بحث می کردند در اروپا پزشک چیزی نبود جز یک دعاخوان از روی کتاب های دستوری و یا وکیلی بود برای دفاع از ادعاهای چهار مایع صفرا، زردآب بلغم و خون و یا سردی و گرمی مزاج.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است