درمان با نسخه‌های ابن سینا

صدف کوه‌کن:

گفت‌وگو با رئیس دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران.

گل گاو زبان اعصابت را آرام می‌کند، خیار و کاهو که می‌خوری سردی‌ات می‌کند، دل درد می‌گیری و اگر مادربزرگی داشته باشی که سر از درمان‌های سنتی در بیاورد، با آویشن، عرق نعناع و نبات درمانت می‌کند.

واقعیت این است که هنوز بسیاری از مردم تنها راه علاج امراضشان را در درمان‌های سنتی جست‌و‌جو می‌کنند و در مقابل، بسیاری هستند که نه تنها درمان‌های سنتی را باور ندارند، بلکه تصورمی‌کنند که این طب، از نوعی نگاه خرافه‌آمیز ریشه می‌گیرد و پایه‌های علمی ‌ندارد.

تأسیس اولین دانشکده طب سنتی ایران با این هدف صورت گرفته است که درمان‌های سنتی به‌صورت علمی ‌توسعه و ترویج پیدا کند. این دانشکده، از مهر ماه امسال با جذب ۱۸دانشجو در دانشگاه علوم‌ پزشکی تهران آغاز به کار خواهد کرد و دانشجویان آن نیز، پزشکان عمومی‌خواهند بود. در همین راستا گفت و گویی را با دکتر محمدرضا شمس اردکانی، رئیس دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ترتیب داده‌ایم.

 آقای دکتر، دلیل ماندگار شدن طب سنتی بعد از این‌همه سال و با این‌همه پیشرفت در دانش پزشکی نوین چیست؟

طب سنتی رشته‌ای کاملاً علمی ‌است که به دلیل اعتقاد زیاد مردم به این نوع از درمان، هزاران سال دربستر تاریخ مورد استفاده قرار گرفته و شاهدش هم این مثل است که اگر به جایی بروید و خدمتی را بگیرید که اثر بخش نباشد، محال است دوباره به آنجا بازگردید. یعنی رمزماندگاری اثر بخشی است و طب سنتی هم به دلیل اثر بخشی و فواید بی شمار درمانی، تا به حال ماندگار شده است.

از طرفی دیگر، طب سنتی به دلیل کل‌نگر بودن نسبت به طب جزئی‌نگر جدید، با طبیعت کل نگر انسان‌ها سازگاری بیشتری دارد و در حقیقت طب سنتی، به جای بیماری به بیمار توجه می‌کند و به همین دلیل هم هست که دوام آورده.

اگر طب سنتی این قدر کارآمد است، چرا برای مدتی طولانی مورد بی مهری قرارگرفت؟ این رشته با رواج مدرنیته، به این دلیل که مورد تأیید بسیاری از دانشمندان وقت نبود، از صحنه علمی‌ایران دور شد، اما تلاش‌های بعد از انقلاب مسئولین به ثمر رسید و با حمایت وزارت بهداشت و درمان و دیگر کمیته‌های علمی‌ و فرهنگی به رشته‌های علمی‌ در دانشگاه‌ها پیوست.

به نظرم، با کلاسیک شدن این رشته، تحریفات هم از طب سنتی زدوده خواهد شد و چیزی که در نهایت ارائه می‌شود، طب ناب سنتی است که ریشه در بستر بی بدیل وحدانیت دارد.

شما چقدر با علمی‌نبودن طب سنتی موافقید؟

طب سنتی درست است که به دلیل باورهای عامه به عنوان یک رشته، مورد نیاز بوده است، اما نمی‌شود منابع بسیار ارزشمندی که در این زمینه داریم و تماماً بر علمی‌بودن این رشته صحه می‌گذارند را هم نادیده گرفت.

این منابع به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده و در دانشگاه‌های معتبر پزشکی در سراسر دنیا هم تدریس می‌شود و احیای آنها در قالب علمی ‌می‌تواند بیش از پیش این مسئله را تایید کند. نکته دیگر هم اینکه، برخی از قواعد به دلیل تواتر در کتاب‌هاست که قابلیت ارائه علمی‌ پیدا می‌کند و در مورد بسیاری از درمان‌های سنتی هم این تواتر در کتاب‌ها وجود دارد.

طب سنتی به چه مسائلی می‌پردازد؟

ببینید، اطبای سنتی مهم‌ترین ویژگی‌ای که داشتند این بود که نگاهشان به بیماری بسیار عالمانه بوده و هرگز کاری نمی‌کردند که زمینه‌های بی اعتمادی مردم و سودجویی سودجویان فراهم شود.

این طبیبان، بیماری‌ها را از طریق طبع سرد و گرم درمان می‌کردند و با استفاده از گیاهان دارویی و طبیعی برای بیماران نسخه می‌نوشتند، اما باورهای عامه‌ای مثل این که اگر جای تبخال را صبح اول وقت روی چفت در بگذارند، خوب می‌شود و یا اگر کسی یرقان دارد باید ماهی زنده بخورد، نه در جایی ثبت شده و نه دلیل علمی‌دارد. می‌خواهم بگویم برخی باورها در عامه هست که حقیقتاً جزء طب سنتی به شمار نمی‌آید.

اما طب سنتی اصلی، بسیار جامع است و حتی برای مواردی نظیر چگونگی خواباندن بچه، شیردادن به او، زمان مناسب برای این کار و... هم راهکارهایی دارد.

برای تأسیس یک رشته دانشگاهی جدید، به نظر شما به قدر کافی مطالعه شده است، یا قرار است از راه آزمون و خطا به تدریس بپردازید؟

خیر! ما کار را با مطالب اثبات شده و قابل دفاع آغاز می‌کنیم، چون نمی‌شود روی مردم آزمون و خطا کرد. اما منابع قابل دفاع سنتی هم کم نیستندکه همه با منطق علمی‌ سازگارند.

اصلاً چه شد که به فکر لزوم آموزش آکادمیک طب سنتی افتادید؟

به دلیل بی توجهی به این شاخه از طب. طب سنتی با وجود استقبال مردم از درمان‌های سنتی، برای پزشکان ما مقوله‌ای ناشناخته بوده و جایگاه این رشته هنوز در کشور تعریف نشده؛ اما از آنجایی که آموزش کشور، وظیفه دارد که رشته‌های به‌روز، مورد نیاز و مورد توجه مردم را در دستور کار آموزشی خود قراردهد و رشته طب سنتی هم از تمام این جهاتی که برشمردیم، قابلیت یک دوره تخصصی را دارد، در دستور کار قرار گرفت.

از سوی دیگر، طب سنتی، طبی است که بر اساس موازین، قوانین و چارچوب‌های علمی، در بین ایرانیان رواج داشته و مردم از آن استفاده می‌کردند اما با گسترش طب جدید یا به اصطلاح طب غربی اولویت خودش را واگذار کرده است و ما با تأسیس این دانشکده، می‌کوشیم تا طب سنتی ایران را که ریشه تمام علوم پزشکی شرقی و غربی از آن است احیا کنیم.

چه کسانی قراراست در این دانشکده درس بخوانند؟

از مهرماه امسال، قرار است 18نفر از دانشجویان طب سنتی که همگی فارغ التحصیل رشته پزشکی هستند، در دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول به تحصیل شوند.

از دیگر افرادی که مقرر شده است تا دوره‌های داروسازی سنتی را در این دانشکده بگذرانند، داروسازان عمومی‌هستند که PhD فارماکولوژی دارند و به داروسازی سنتی علاقه مندند.

البته قراراست تا از ترم دوم تحصیلی، برای پزشکان متخصص نیز دوره‌های کوتاه مدت 2 و 3 ماهه شناخت گیاهان دارویی و طب سنتی برگزار شود اما در حال حاضر تحصیل در این دانشکده برای افرادی غیر از پزشکان و داروسازان امکان پذیر نخواهد بود که با توجه به گستردگی آموزش‌های طب سنتی به نظر می‌رسد که دوره‌های آموزشی را هم برای سایر رشته‌های مرتبط؛ نظیر فارغ التحصیلان رشته علوم تغذیه هم در نظر بگیریم.

پیش بینی‌هایی هم برای آموزش‌های بهداشت، اخلاق پزشکی و تاریخ پزشکی کرده ایم.

کلینیکی هم برای مراجعه بیماران وجود دارد؟

بله! کلینیک طب سنتی در کنار دانشکده، قرار است به درمان بیماران با استفاده از طب سنتی بپردازد. جالب است بدانید که ما در این زمینه از کشورهایی مثل چین، هند و بنگلادش که طب سنتی جایگاه ویژه‌ای دارد، عقب هستیم.

مثلاً در هند بیمارستانی به نام ایرانی«همدرد» وجود دارد که خدمات طب سنتی را ارائه می‌دهد، اما خود ما تا به حال چنین مرکز درمانی نداشته ایم که با شروع به کار دانشکده این کار هم انجام خواهد شد.

منبع:  koohkan@hamshahri.org

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است